
ده خواسته مشترک بچهها از والدين
مطلب زیبای زیر رو دوست خوبمون مریم تهیه کرده ولی حیف که باز هم منبعش رو ذکر نکرده! مریم جون، منبع رو توی یک یادداشت همین زیر بنویس لطفاْ
آن چه در مورد دوران بچهداري و تربيت فرزند جاي افسوس دارد، آن است كه بچهداري وظيفه و شغلي موقتي است. روزهاي فعال و پرمسئوليت ما به عنوان پدر و مادر براي تربيت، نگهداري و مراقبت از فرزند در حال شمارش معكوس است. براي شما چطور؟ چقدر از روزهاي شيرين بچهداريتان باقي مانده است؟ فرض كنيد كوچكترين فرزند شما پنجساله است و تقريباً در 18سالگي زندگي مستقلي را شروع خواهد كرد. بنابراين شما فقط 13سال يا 156ماه يا 4745 روز وقت داريد! اين زمان مثل برق خواهد گذشت و پيش از اين كه خود متوجه شويد شغل شما در زمينه بچهداري به پايان خواهد رسيد. اين آگاهي موجب ميشود ما پدر و مادرها بر عملكرد و رفتار خود نسبت به فرزندمان بازبيني و دقت نظر داشته باشيم. شما به عنوان پدر و مادر چگونه رفتار ميكنيد؟ همه ما كوچكترين رفتار فرزندمان را بهدقت مورد بررسي قرار ميدهيم، حال آن كه معمولاً رفتارها و برخوردهاي خود را در نظر نداريم؛ اما چرا از ديد فرزندان به رفتار خود نگاه نميكنيم؟ ما صدهزار كودك را مورد تحقيق قرار داديم و از آنان سؤال كرديم كه از والدين
خود چه انتظاراتي دارند؟ ده پاسخ مشترك اين كودكان را برگزيدهايم كه به ذكر آنها ميپردازيم. شما نيز ميتوانيد در هر يك از اين موارد با ما همراه باشيد و رفتارهاي خود را مورد ارزيابي قرار دهيد.
1. فرزندان والديني ميخواهند كه در حضور آنان با يكديگر مشاجره و دعوا نكنند. از آن جا كه بچهها بيشتر تمايل دارند به آن چه پدر و مادر انجام ميدهند عمل كنند و نه ضرورتاً آن چه كه والدين ميگويند، بنابراين بيشتر در جستوجوي الگويي عيني و عملي براي رفتار خود هستند. شما چگونه اختلاف نظرتان را با ديگران حل ميكنيد؟ آيا قادريد بدون پرخاش و حمله به شخصي ديگر يا بدون دفاع از خويش، عدم توافق و رضايت خود از ديگران را بروز دهيد؟ مسلماً در اين صورت فرزند شما ميآموزد كه عصبانيت خود را كنترل و مشاجرات و اختلاف نظر خود
با ديگران را به مثبتترين و بهترين شيوه حل كند.
2. فرزندان والديني ميخواهند كه تمام اعضاي خانواده را به يك چشم بنگرند و بين آنها تبعيض
قائل نشوند. البته رعايت مساوات بين فرزندان به اين معنا نيست كه دقيقاً در مورد همه فرزندان
بايد واكنش يكسان داشت، زيرا هر بچهاي شخصيتي منحصربهفرد دارد، اما تكتك آنها به يك نسبت به عشق و درك پدر و مادر نياز دارند. ارتباط خود با هر يك از فرزندانتان را ارزيابي كنيد.
3. فرزندان والديني ميخواهند كه صادق و درستكار باشند؛ پدر يا مادري كه با اشاره به فرزند خود ميگويد به كسي كه پشت تلفن است بگو من نيستم، ممكن است متوجه نباشد كه چه چيزي را به فرزند خود آموزش ميدهد.
4. والديني كه نسبت به ديگران شكيبا و بردبارند؛ وقتي پدر و مادر از كارهاي نادرست ديگران
چشمپوشي ميكنند و شكيبايي و گذشت از خود نشان ميدهند، فرزندان ميآموزند نسبت به افرادي كه با آنها اختلاف سليقه و تفاوت دارند صبور باشند. شما چگونه به فرزند خود صبر و بردباري ميآموزيد؟
5. والديني كه از آمدن دوستان بچهها به خانه استقبال كنند؛ اگر دوستان فرزندتان در خانه شما جمع شوند، در آن صورت خواهيد دانست كه او با چه افرادي رفتوآمد و معاشرت دارد. اگر پذيراي دوستان فرزند خود باشيد در آن صورت در مورد آنها شناخت پيدا خواهيد كرد.
6. والديني كه با فرزند خود رابطه روحي و عاطفي برقرار ميكنند؛ پدر و مادري كه سعي كردهاند از كودكي فرزند با وي رابطه مستحكم و عميق روحي داشته باشند، در بزرگسالي فرزند نيز
تاثيرگذاري بيشتري بر وي خواهند داشت. شما چگونه ميتوانيد چنين روابطي را در خانوادهِ خود برقرار كنيد؟
7. والديني كه پاسخگوي سؤالات بچهها باشند؛ آيا تا به حال چنين گناهي را مرتكب شدهايد كه به فرزند خود بگوييد: حالا سرم شلوغه، بگذار بعداً راجع به اين موضوع با هم صحبت ميكنيم. ؛ و آن بعداً هرگز پيش نيامده باشد؟! امروز و حالا براي پاسخگويي به سؤالات فرزند خود وقت بگذاريد؛ و هنگامي كه پاسخ سؤالات را نميدانيد سعي كنيد در يافتن پاسخ او را ياري دهيد.
8. والديني كه در صورت لزوم فرزندان را تربيت كنند؛ اما نه در حضور ديگران و بهخصوص دوستان آنان. جاي تعجب است كه بچهها خود نيز خواهان قيد و بند هستند، اما از آنها توقع نداشته باشيد هميشه داوطلب تنبيه و گوشزد شما باشند.
9. والديني كه به جاي درنظرگرفتن نقاط ضعف، بر جنبههاي مثبت فرزند خود تكيه كنند؛ به فرزندتان به عنوان يك پازل ناتمام بنگريد و به جاي آن كه قسمتهاي خالي و كاملنشدهِ
اين پازل را مورد توجه قرار دهيد، بخشهاي كاملشدهِ زيباي آن را در نظر بگيريد. ليستي از
نقاط قوت او در ذهن داشته باشيد و در فرصتهاي مناسب آنها را بيان كنيد.
۱0. والديني كه با بچهها سازگار و ياريدهنده آنان باشند؛ بايد بپذيريم كه ما هميشه با فرزند
خود سازگار نبودهايم، اما دائماً سعي ميكنيم همراه و همراي آنان باشيم. گرچه عدم توافق و سازگاريهاي موقتي ما شخصيت فرزندمان را ويران نميكند، اما فرزندان نياز دارند كه بدانند آيا عشق شما و نيز محدوديتهايي كه برايشان ايجاد كردهايد دائمي هستند؟ زيرا ايمني و سلامت در كنار محدوديتها و مرزها به وجود ميآيد. آيا فرزندان نياز به ياري و سازگاري بيشتر شما دارند يا خير؟
خود را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ به هر حال اميدواريم نكات ذكرشده را در تربيت فرزندان دلبندتان رعايت كنيد و با بررسي رفتار خود در جايگاه والدين، بهترين شيوه را در برخورد با آنان در پيش بگيريد.
shadi ||
4:07 AM
مطلب زیبای زیر رو دوست خوبمون مریم تهیه کرده ولی حیف که باز هم منبعش رو ذکر نکرده! مریم جون، منبع رو توی یک یادداشت همین زیر بنویس لطفاْ
آن چه در مورد دوران بچهداري و تربيت فرزند جاي افسوس دارد، آن است كه بچهداري وظيفه و شغلي موقتي است. روزهاي فعال و پرمسئوليت ما به عنوان پدر و مادر براي تربيت، نگهداري و مراقبت از فرزند در حال شمارش معكوس است. براي شما چطور؟ چقدر از روزهاي شيرين بچهداريتان باقي مانده است؟ فرض كنيد كوچكترين فرزند شما پنجساله است و تقريباً در 18سالگي زندگي مستقلي را شروع خواهد كرد. بنابراين شما فقط 13سال يا 156ماه يا 4745 روز وقت داريد! اين زمان مثل برق خواهد گذشت و پيش از اين كه خود متوجه شويد شغل شما در زمينه بچهداري به پايان خواهد رسيد. اين آگاهي موجب ميشود ما پدر و مادرها بر عملكرد و رفتار خود نسبت به فرزندمان بازبيني و دقت نظر داشته باشيم. شما به عنوان پدر و مادر چگونه رفتار ميكنيد؟ همه ما كوچكترين رفتار فرزندمان را بهدقت مورد بررسي قرار ميدهيم، حال آن كه معمولاً رفتارها و برخوردهاي خود را در نظر نداريم؛ اما چرا از ديد فرزندان به رفتار خود نگاه نميكنيم؟ ما صدهزار كودك را مورد تحقيق قرار داديم و از آنان سؤال كرديم كه از والدين
خود چه انتظاراتي دارند؟ ده پاسخ مشترك اين كودكان را برگزيدهايم كه به ذكر آنها ميپردازيم. شما نيز ميتوانيد در هر يك از اين موارد با ما همراه باشيد و رفتارهاي خود را مورد ارزيابي قرار دهيد.
1. فرزندان والديني ميخواهند كه در حضور آنان با يكديگر مشاجره و دعوا نكنند. از آن جا كه بچهها بيشتر تمايل دارند به آن چه پدر و مادر انجام ميدهند عمل كنند و نه ضرورتاً آن چه كه والدين ميگويند، بنابراين بيشتر در جستوجوي الگويي عيني و عملي براي رفتار خود هستند. شما چگونه اختلاف نظرتان را با ديگران حل ميكنيد؟ آيا قادريد بدون پرخاش و حمله به شخصي ديگر يا بدون دفاع از خويش، عدم توافق و رضايت خود از ديگران را بروز دهيد؟ مسلماً در اين صورت فرزند شما ميآموزد كه عصبانيت خود را كنترل و مشاجرات و اختلاف نظر خود
با ديگران را به مثبتترين و بهترين شيوه حل كند.
2. فرزندان والديني ميخواهند كه تمام اعضاي خانواده را به يك چشم بنگرند و بين آنها تبعيض
قائل نشوند. البته رعايت مساوات بين فرزندان به اين معنا نيست كه دقيقاً در مورد همه فرزندان
بايد واكنش يكسان داشت، زيرا هر بچهاي شخصيتي منحصربهفرد دارد، اما تكتك آنها به يك نسبت به عشق و درك پدر و مادر نياز دارند. ارتباط خود با هر يك از فرزندانتان را ارزيابي كنيد.
3. فرزندان والديني ميخواهند كه صادق و درستكار باشند؛ پدر يا مادري كه با اشاره به فرزند خود ميگويد به كسي كه پشت تلفن است بگو من نيستم، ممكن است متوجه نباشد كه چه چيزي را به فرزند خود آموزش ميدهد.
4. والديني كه نسبت به ديگران شكيبا و بردبارند؛ وقتي پدر و مادر از كارهاي نادرست ديگران
چشمپوشي ميكنند و شكيبايي و گذشت از خود نشان ميدهند، فرزندان ميآموزند نسبت به افرادي كه با آنها اختلاف سليقه و تفاوت دارند صبور باشند. شما چگونه به فرزند خود صبر و بردباري ميآموزيد؟
5. والديني كه از آمدن دوستان بچهها به خانه استقبال كنند؛ اگر دوستان فرزندتان در خانه شما جمع شوند، در آن صورت خواهيد دانست كه او با چه افرادي رفتوآمد و معاشرت دارد. اگر پذيراي دوستان فرزند خود باشيد در آن صورت در مورد آنها شناخت پيدا خواهيد كرد.
6. والديني كه با فرزند خود رابطه روحي و عاطفي برقرار ميكنند؛ پدر و مادري كه سعي كردهاند از كودكي فرزند با وي رابطه مستحكم و عميق روحي داشته باشند، در بزرگسالي فرزند نيز
تاثيرگذاري بيشتري بر وي خواهند داشت. شما چگونه ميتوانيد چنين روابطي را در خانوادهِ خود برقرار كنيد؟
7. والديني كه پاسخگوي سؤالات بچهها باشند؛ آيا تا به حال چنين گناهي را مرتكب شدهايد كه به فرزند خود بگوييد: حالا سرم شلوغه، بگذار بعداً راجع به اين موضوع با هم صحبت ميكنيم. ؛ و آن بعداً هرگز پيش نيامده باشد؟! امروز و حالا براي پاسخگويي به سؤالات فرزند خود وقت بگذاريد؛ و هنگامي كه پاسخ سؤالات را نميدانيد سعي كنيد در يافتن پاسخ او را ياري دهيد.
8. والديني كه در صورت لزوم فرزندان را تربيت كنند؛ اما نه در حضور ديگران و بهخصوص دوستان آنان. جاي تعجب است كه بچهها خود نيز خواهان قيد و بند هستند، اما از آنها توقع نداشته باشيد هميشه داوطلب تنبيه و گوشزد شما باشند.
9. والديني كه به جاي درنظرگرفتن نقاط ضعف، بر جنبههاي مثبت فرزند خود تكيه كنند؛ به فرزندتان به عنوان يك پازل ناتمام بنگريد و به جاي آن كه قسمتهاي خالي و كاملنشدهِ
اين پازل را مورد توجه قرار دهيد، بخشهاي كاملشدهِ زيباي آن را در نظر بگيريد. ليستي از
نقاط قوت او در ذهن داشته باشيد و در فرصتهاي مناسب آنها را بيان كنيد.
۱0. والديني كه با بچهها سازگار و ياريدهنده آنان باشند؛ بايد بپذيريم كه ما هميشه با فرزند
خود سازگار نبودهايم، اما دائماً سعي ميكنيم همراه و همراي آنان باشيم. گرچه عدم توافق و سازگاريهاي موقتي ما شخصيت فرزندمان را ويران نميكند، اما فرزندان نياز دارند كه بدانند آيا عشق شما و نيز محدوديتهايي كه برايشان ايجاد كردهايد دائمي هستند؟ زيرا ايمني و سلامت در كنار محدوديتها و مرزها به وجود ميآيد. آيا فرزندان نياز به ياري و سازگاري بيشتر شما دارند يا خير؟
خود را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ به هر حال اميدواريم نكات ذكرشده را در تربيت فرزندان دلبندتان رعايت كنيد و با بررسي رفتار خود در جايگاه والدين، بهترين شيوه را در برخورد با آنان در پيش بگيريد.
تکاليف مدرسه، و نکاتي مهم براي والدين
زمان انجام تکاليف در بسياري از خانواده ها ممکن است هم براي فرزندان و هم اولياء پر از
استرس و نگراني باشد.
تحقيقات بطور واضح نشان مي دهد انجام تکاليف نه تنها در بالا بردن يادگيري فرزندان مؤثر است بلکه مهارتهائي را که آنها براي موفقيت در مدرسه و زندگي لازم دارند بالا مي برد. مهارتهائي مانند سازماندهي امور، حل مشکلات، تمرکز، حافظه، تنظيم هدف و پشتکار و مداومت در کارها.
چند راهنمائي براي موفقيت در انجام تکاليف براي و والدين :
نقش خود را به عنوان يک کمک و نه يک شخص فعال و انجام دهنده تکليف تشخيص دهيد. گاهي اوقات در جستجوي راههائي براي موفقيت فرزندانمان ممکن است زحمت زيادي را متحمل شويم و کمک اضافي به او برسانيم. بايد مطمئن شويد که خود او کار را انجام مي دهد، نه شما. يکي از عوامل رشد اعتماد به نفس اين است که دريابيم کاري که باعث سربلنديمان است انجام داده ايم. کمک بيش از حد به کودک باعث مي شود که او براي هميشه از گفتن اين جمله که "من اين کار را کردم" محروم شود و فقط بتواند بجاي آن بگويد "مادر آن را براي من انجام داد".
به سعي و تلاش او ارج نهيد و نه فقط به نتيجه نهائي. کودکان بايد اهميت سخت کوشي را ياد بگيرند. انجام تکاليف از سوي او اين فرصت براي شما بوجود مي آورد که پشتکار در انجام امور را در او تقويت کنيد. چند شعار سازنده را در خانواده خود ملاک قرار دهيد. نظير: "تسليم نشو" يا "تا وقتيکه موفق نشدي ارام نگير" يا "در خانواده ما کاري را که شروع کرديم به پايان مي رسانيم." ويژگي مهم براي انجام تکاليف القاء کردن پشتکار در کودکانمان است و تنها کاري که باعث مي شود آنها کوشش را با ارزش بشمارند تأکيد پيوسته ما بر اين گفته است که : "اين به اندازه کافي خوب نيست که فقط شروع کني، تو بايد آن را تمام کني."
تأکيد کنيد انجام تکاليف وظيفه اوست نه شما. در برابر اين وسوسه که در کنار او بنشينيد و تکليف را با او انجام دهيد مقاومت کنيد و فقط زمانيکه واقعا نياز داشت ياريش کنيد. اگر کودک شما مشکلاتي دارد به او کمک کنيد که امور را بوسيله مسئله هاي ساده اي که شما طراحي کرده ايد متوجه شود و به او مرحله به مرحله انجام آن را نشان دهيد. سعي و تلاش او را براي انجام آنها زير نظر بگيريد. بدين ترتيب تمام کارهاي او را شما انجام نداده ايد. از او بخواهيد که تکليف کامل شده خود را در پايان هر قسمت به شما نشان دهد. اين نيز راهي است تا مطمئن شويد که او دستورالعملها را بطور صحيح انجام مي دهد، يا هنوز حتي در جزئيات به شما متکي است.
تکاليف را به قسمتهاي کوچکتر تقسيم کنيد. قسمت بندي تکاليف به ابعاد کوچکتر معمولا براي کودکاني که در پي گيري کارها حوصله کمتري دارند، يا تمرکز کمي براي توجه به مطالب دارند، يا از انجام درست کارها زيادي نگرانند مؤثر است. به کودک خود بگوئيد قسمتي را در زمان معين انجام دهد. سپس مي تواند استراحت کوتاهي بعد از پايان هر قسمت داشته باشد. کم کم شما مي توانيد حجم قسمتها را بيشتر کنيد تا اعتماد به نفس کودکتان بيشتر شود.
اگر متوجه شديد براي انجام تکاليف تلاش زيادي مي کنيد و در واقع بيشترين وظيفه فرزندتان را شما انجام مي دهيد، يا فرزندتان با وجود کمک شما هنوز در انجام تکاليفش مشکل دارد مي توانيد درپي استخدام يک معلم خصوصي باشيد. از معلمين يا ساير اولياء براي يافتن يک معلم خصوصي خوب يا حتي يک شاگرد دبيرستان کمک بگيريد. هدف اصلي از انجام تکاليف، هميشه بالا بردن توانائيهاي يادگيري و ايجاد اعتماد به نفس در او در عين حفظ صميميت خانوادگي شما و فرزندتان است.
برنامه اي با موافقت يکديگر تنظيم کنيد و ساعات انجام تکاليف را در آن مشخص کنيد. و به آن عمل کنيد. حتي ممکن است بخواهيد آن را در جاي قابل مشاهده اي نصب کنيد و با هم امضايش کنيد. بسياري از کودکان پس از بازگشت از مدرسه احتياج به استراحت دارند. برخي ديگر دوست دارند بلافاصله مشغول شوند. بهترين زمان را براي انجام تکاليف فرزندتان پيدا کنيد و سعي نمائيد آن را تقويت کنيد. کشيدن يک صفحه ساعت که زمان انجام تکاليف را به او نشان مي دهد براي کودکان کوچکتر بسيار مفيد خواهد بود
.
shadi ||
3:41 AM
زمان انجام تکاليف در بسياري از خانواده ها ممکن است هم براي فرزندان و هم اولياء پر از
استرس و نگراني باشد.
تحقيقات بطور واضح نشان مي دهد انجام تکاليف نه تنها در بالا بردن يادگيري فرزندان مؤثر است بلکه مهارتهائي را که آنها براي موفقيت در مدرسه و زندگي لازم دارند بالا مي برد. مهارتهائي مانند سازماندهي امور، حل مشکلات، تمرکز، حافظه، تنظيم هدف و پشتکار و مداومت در کارها.
چند راهنمائي براي موفقيت در انجام تکاليف براي و والدين :
نقش خود را به عنوان يک کمک و نه يک شخص فعال و انجام دهنده تکليف تشخيص دهيد. گاهي اوقات در جستجوي راههائي براي موفقيت فرزندانمان ممکن است زحمت زيادي را متحمل شويم و کمک اضافي به او برسانيم. بايد مطمئن شويد که خود او کار را انجام مي دهد، نه شما. يکي از عوامل رشد اعتماد به نفس اين است که دريابيم کاري که باعث سربلنديمان است انجام داده ايم. کمک بيش از حد به کودک باعث مي شود که او براي هميشه از گفتن اين جمله که "من اين کار را کردم" محروم شود و فقط بتواند بجاي آن بگويد "مادر آن را براي من انجام داد".
به سعي و تلاش او ارج نهيد و نه فقط به نتيجه نهائي. کودکان بايد اهميت سخت کوشي را ياد بگيرند. انجام تکاليف از سوي او اين فرصت براي شما بوجود مي آورد که پشتکار در انجام امور را در او تقويت کنيد. چند شعار سازنده را در خانواده خود ملاک قرار دهيد. نظير: "تسليم نشو" يا "تا وقتيکه موفق نشدي ارام نگير" يا "در خانواده ما کاري را که شروع کرديم به پايان مي رسانيم." ويژگي مهم براي انجام تکاليف القاء کردن پشتکار در کودکانمان است و تنها کاري که باعث مي شود آنها کوشش را با ارزش بشمارند تأکيد پيوسته ما بر اين گفته است که : "اين به اندازه کافي خوب نيست که فقط شروع کني، تو بايد آن را تمام کني."
تأکيد کنيد انجام تکاليف وظيفه اوست نه شما. در برابر اين وسوسه که در کنار او بنشينيد و تکليف را با او انجام دهيد مقاومت کنيد و فقط زمانيکه واقعا نياز داشت ياريش کنيد. اگر کودک شما مشکلاتي دارد به او کمک کنيد که امور را بوسيله مسئله هاي ساده اي که شما طراحي کرده ايد متوجه شود و به او مرحله به مرحله انجام آن را نشان دهيد. سعي و تلاش او را براي انجام آنها زير نظر بگيريد. بدين ترتيب تمام کارهاي او را شما انجام نداده ايد. از او بخواهيد که تکليف کامل شده خود را در پايان هر قسمت به شما نشان دهد. اين نيز راهي است تا مطمئن شويد که او دستورالعملها را بطور صحيح انجام مي دهد، يا هنوز حتي در جزئيات به شما متکي است.
تکاليف را به قسمتهاي کوچکتر تقسيم کنيد. قسمت بندي تکاليف به ابعاد کوچکتر معمولا براي کودکاني که در پي گيري کارها حوصله کمتري دارند، يا تمرکز کمي براي توجه به مطالب دارند، يا از انجام درست کارها زيادي نگرانند مؤثر است. به کودک خود بگوئيد قسمتي را در زمان معين انجام دهد. سپس مي تواند استراحت کوتاهي بعد از پايان هر قسمت داشته باشد. کم کم شما مي توانيد حجم قسمتها را بيشتر کنيد تا اعتماد به نفس کودکتان بيشتر شود.
اگر متوجه شديد براي انجام تکاليف تلاش زيادي مي کنيد و در واقع بيشترين وظيفه فرزندتان را شما انجام مي دهيد، يا فرزندتان با وجود کمک شما هنوز در انجام تکاليفش مشکل دارد مي توانيد درپي استخدام يک معلم خصوصي باشيد. از معلمين يا ساير اولياء براي يافتن يک معلم خصوصي خوب يا حتي يک شاگرد دبيرستان کمک بگيريد. هدف اصلي از انجام تکاليف، هميشه بالا بردن توانائيهاي يادگيري و ايجاد اعتماد به نفس در او در عين حفظ صميميت خانوادگي شما و فرزندتان است.
برنامه اي با موافقت يکديگر تنظيم کنيد و ساعات انجام تکاليف را در آن مشخص کنيد. و به آن عمل کنيد. حتي ممکن است بخواهيد آن را در جاي قابل مشاهده اي نصب کنيد و با هم امضايش کنيد. بسياري از کودکان پس از بازگشت از مدرسه احتياج به استراحت دارند. برخي ديگر دوست دارند بلافاصله مشغول شوند. بهترين زمان را براي انجام تکاليف فرزندتان پيدا کنيد و سعي نمائيد آن را تقويت کنيد. کشيدن يک صفحه ساعت که زمان انجام تکاليف را به او نشان مي دهد براي کودکان کوچکتر بسيار مفيد خواهد بود
.

ده نکته در مورد تربیت اصولی فرزندان
یکی دیگر از مطالبی که دوست خوبمان مریم تهیه کرده:
۱- برای کاستن از میزان اطاعتهای محض و عاری از تفکر و اراده، فرزندتان را با روش انجام وظایف خودش آشنا سازید.
۲- به جای انتقال اندیشههای خودتان به کودکان، آنها را با روش اندیشیدن آشنا سازید.
۳- به عملکرد و رفتار فرزندتان میتوانید ایراد بگیرید و اعتراض کنید، ولی به شخصیت او هرگز لطمهای وارد نسازید..
۴- با مقدار محدودی بیاعتنایی بین هر قهر و آشتی (؟) از تکرار خطاها جلوگيری کنيد.
۵- مسئوليت تربيت فرزندان کوچکتر را به فرزندان بزرگتر واگذار نکنيد.
۶- بدون شناخت کودکان را هدايت نکنيد. سعی کنيد توقع خانواده از توان فرزند فراتر نرود.
۷- سعی کنيد توقعات شما از فرزندتان با توان هوشی، عاطفی، اجتماعی و جسمی فرزندتان هماهنگ باشد (به نظرم اين بسط همون شماره ۶ ئه)
۸- به فرزندتان مسئوليت بدهيد تا او احساس ارزش و اهميت کند و مسئوليت کارهايش را به عهده بگيرد.
۹- پاسخ اکثر سوالات کودکان را از خودشان بپرسيد و از ارائه راه حل سريع خودداری کنيد.
۱۰- سعی کنيد فرزندانتان اشتباهات خودشان را امری عادی تلقی نکنند.
مريم جان، لطفاْ ذيل همين مطلب، يک يادداشت بگذار و منبع مطلب رو هم معرفی کن.
آزيتا
shadi ||
7:39 AM
یکی دیگر از مطالبی که دوست خوبمان مریم تهیه کرده:
۱- برای کاستن از میزان اطاعتهای محض و عاری از تفکر و اراده، فرزندتان را با روش انجام وظایف خودش آشنا سازید.
۲- به جای انتقال اندیشههای خودتان به کودکان، آنها را با روش اندیشیدن آشنا سازید.
۳- به عملکرد و رفتار فرزندتان میتوانید ایراد بگیرید و اعتراض کنید، ولی به شخصیت او هرگز لطمهای وارد نسازید..
۴- با مقدار محدودی بیاعتنایی بین هر قهر و آشتی (؟) از تکرار خطاها جلوگيری کنيد.
۵- مسئوليت تربيت فرزندان کوچکتر را به فرزندان بزرگتر واگذار نکنيد.
۶- بدون شناخت کودکان را هدايت نکنيد. سعی کنيد توقع خانواده از توان فرزند فراتر نرود.
۷- سعی کنيد توقعات شما از فرزندتان با توان هوشی، عاطفی، اجتماعی و جسمی فرزندتان هماهنگ باشد (به نظرم اين بسط همون شماره ۶ ئه)
۸- به فرزندتان مسئوليت بدهيد تا او احساس ارزش و اهميت کند و مسئوليت کارهايش را به عهده بگيرد.
۹- پاسخ اکثر سوالات کودکان را از خودشان بپرسيد و از ارائه راه حل سريع خودداری کنيد.
۱۰- سعی کنيد فرزندانتان اشتباهات خودشان را امری عادی تلقی نکنند.
مريم جان، لطفاْ ذيل همين مطلب، يک يادداشت بگذار و منبع مطلب رو هم معرفی کن.
آزيتا

فرزندان ما
بارداري و زيردوسالگي
دو تا شش سالگي
ده تا سيزده سالگي
سيزده تا هجده سالگي
مراجع و منابع